فرصت «آمریکای بدون بزک»
از درون خود استمداد کنیم تا کارها را پیش ببریم
١٤:٤٥ - سه شنبه ٢٦ بهمن ١٣٩٥
۶ پرسش بنیادین درباره انقلاب کبیر اسلامی ایران
«انقلاب کبیر اسلامی» که بزرگترین تحول و تغییر قدرت در طول تاریخ ما بود و اساس سلطنت و حکومت فردی را به حکومت مردمی تبدیل کرد، شایسته‌ی آن است که از ابعاد گوناگون مورد توجه و بررسی قرار بگیرد.
١١:٥٣ - يکشنبه ١٧ بهمن ١٣٩٥
خدمت فلسفه وجود ما
پایان ماموریت یک خدمتگزار،شهادت است
٠٩:٥٩ - شنبه ١٦ بهمن ١٣٩٥
حجّت بر شما تمام است
«جوانان مومن انقلابی» در میدان جنگ نرم وظایف سنگینی بر عهده دارند
١٣:٥٢ - شنبه ٩ بهمن ١٣٩٥
1395/10/22نسخه قابل چاپ نقشه تجزیه غرب آسیا توسط چه کسی طراحی شد؟
امروز محافل انگلیسی می‌نشینند برای منطقه و برای ایران اسلامی تصمیم‌گیری می‌کنند؛ یکی از تصمیم‌هایشان تجزیه‌ی کشورهای منطقه است...
١٤:٢ - شنبه ٢٥ دی ١٣٩٥
این حادثه طوفان را آغاز کرد...
روایت رهبر انقلاب اسلامی از حادثه ۱۹ دی قم
١٠:١٣ - يکشنبه ١٩ دی ١٣٩٥
ده دلیل محکم برای ارتباط بین آمریکا و داعش
گروه تروریستی داعش، جبهة‌النصره، احرارالشام و... از خطرناک‌ترین و بزرگ‌ترین گروه‌های تروریستی هستند که جهان تاکنون به خود دیده است...
١٠:٥٣ - شنبه ٤ دی ١٣٩٥
اقدام متقابل
باید در مقابل دشمن عهدشکن هوشیار بود؛
١٠:٤٢ - شنبه ٢٠ آذر ١٣٩٥
برگزاری دوره سبک زندگی و کارگاه فرهنگی ازدواج در واحد ارومیه
دوره سبک زندگی و کارگاه فرهنگی ازدواج در واحد ارومیه برگزار شد.
١٤:٥٢ - سه شنبه ٣ اسفند ١٣٩٥
دیدار رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد پیرانشهر به همراه مسئولین شهرستان باخانواده های معظم شاهد و ایثارگر
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد پیرانشهر به همراه جمعی از مسئولین شهرستان با خانواده های معظم شاهد و ایثارگر دیدار کردند.
١٠:٣٦ - يکشنبه ١ اسفند ١٣٩٥
کارگاه آموزشی بررسی تعارض نقش ها و تقابل انتظارات همسران در واحد بوکان
کارگاه آموزشی بررسی تعارض نقش ها و تقابل انتظارات همسران در واحد بوکان برگزار شد
١٤:٧ - دوشنبه ٢٦ بهمن ١٣٩٥
حضور دانشگاهیان واحد شاهین دژ در راهپیمایی 22 بهمن
دانشگاهیان واحد شاهین دژ در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند.
١٦:٣٤ - يکشنبه ٢٤ بهمن ١٣٩٥
حضور دانشگاهیان واحد بوکان در راهپیمایی 22 بهمن
دانشگاهیان واحد بوکان در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند.
١١:٢١ - يکشنبه ٢٣ بهمن ١٣٩٥
حضور دانشگاهیان واحد مهاباد در راهپیمایی 22 بهمن
دانشگاهیان واحد مهاباد در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند.
١١:٨ - شنبه ٢٣ بهمن ١٣٩٥
حضور دانشگاهیان آموزشکده سما ارومیه در راهپیمایی 22 بهمن
دانشگاهیان آموزشکده سما ارومیه در راهپیمایی 22 بهمن شرکت نمودند.
١١:٣ - شنبه ٢٣ بهمن ١٣٩٥
برگزاری نشست بصیرتی بمناسبت گرامیداشت دهه مبارک فجر در واحد میاندوآب
نشست بصیرتی بمناسبت گرامیداشت دهه مبارک فجر در واحد میاندوآب برگزار شد.
١٤:٤٢ - چهارشنبه ٢٠ بهمن ١٣٩٥
 


آيا منظور از علم، علم الهي است يا نه منظور همه علوم است مثلا علم فيزيك يا علم رياضي؟

علم و تزكيه دو بالي هستند كه انسان را به سعادت مي رساند...

 

 

علم و تزكيه دو بالي هستند كه انسان را به سعادت مي رساند. آيا منظور از علم، علم الهي است يا نه منظور همه علوم است مثلا علم فيزيك يا علم رياضي، مديريت صنعتي و ... انسان را به خدا نزديك مي كند؟ در مورد رشته هاي فيزيك و علوم طبيعي مي توان چنين چيزي را گفت اما در مورد ساير علوم چطور؟

آيا اين علومي كه در دانشگاه ها خوانده مي شود باعث نزديكي انسان به خدا مي شود؟ لطفا در اين مورد توضيحات لازم را بدهيد.

آنچه كه يادگيري آن بر هر مسلمان واجب است , در درجه اول اصول اعتقادي (شناخت خدا و رسول و معاد و...) و سپس احكام مبتلا به شرعي و علم اخلاق اسلامي است. علوم ديگر نيز در صورت نياز جامعه اسلامي به آنها, به صورت واجب كفايي واجب مي شود. در اين جا نوعي خلط مبحث به وجود آمده است. علم حقيقي، معرفت خداوند و جهان بيني صحيح است نه يادگيري اصطلاحات و اطلاعات ; چه علم ديني باشد (مانند فقه و اصول) و چه تجربي و ...; چه بسا كه علم ديني نيز حجاب معرفت شود. به گفته حضرت امام (ره) حتي علم توحيد نيز ممكن است حجاب معرفت گردد.
البته آشنايي با قرآن و حديث، تأثير به سزايي در بالا بردن معرفت انسان دارد; ولي آنچه اصل است , يافتن سر حيات و هدف آن (تحصيل معرفت خداوند و قرب به او) مي باشد كه مي تواند همه اسباب را در جهت صحيح هدايت كند. و از راه هاي مختلفي مي شود به اين هدف رسيد. ممكن است كسي از راه علم شيمي يا زيست شناسي به عظم خداوند پي ببرد - همان گونه كه برخي ازعلم نجوم و نظم عجيب افلاك به خالق حكيم داناي قدرتمند پي برده اند - البته علومي هم كه انسان را به اين مرتبه نمي رسانند مورد مذمت قرار نگرفته اند بلكه به عنوان نوعي فضل از آنها ياد شده و منظور مولوي و ابن سينا از آن اشعار اين نيست كه نبايد به تحصيل علوم مختلف پرداخت. دليلش هم اين است كه خود آنها از پرتلاش ترين انسان هاي عصر خود در باب تعليم و تعلم بوده اند، بلكه مراد آنها اين است كه نبايد مغرور شد و به ظاهر علوم اكتفا كرد و بلكه بايد به حقيقت علم كه عرفان است رسيد.
در مورد اينكه از نظر اسلام چه علمي بايد آموخت چند نظريه وجود دارد:
نظريه اول : منظور اسلام از علم ،علوم ديني است 
ممكن است كسي بگويد مقصود از همه اين تأكيد و توصيه ها ،علم خود دين است . 
يعني همه به اين منظور گفته شده است كه مردم به خود دين عالم شوند و اگر نظر اسلام از علم ، علم دين باشد در حقيقت به خودش توصيه كرده و درباره علم به معني اطلاع بر حقايق كائنات و شناختن امور عالم چيزي نگفته و اشكال به حال اول باقي مي ماند ، زيرا هر مسلكي هر اندازه هم ضد علم باشد و با آگاهي و اطلاع و بالارفتن سطح فكر و معلومات مردم مخالف باشد ، با آشنايي با خودش مخالف نيست، بلكه خواهد گفت با من آشنا باشيد و با غير من آشنا نباشيد. 
اشكال نظريه 
پس اگر منظور اسلام از علم ، خصوص علم ديني باشد بايد گفت موافقت اسلام با علم صفر است و نظر اسلام درباره علم منفي است . 
براي كسي كه درست با اسلام و منطق اسلام آشنا باشد جاي اين احتمال نيست كه بگويد نظر اسلام درباره علم منحصرا علوم ديني است . 
اين احتمال فقط از ناحيه طرز عمل مسلمين در قرنهاي اخير كه تدريجا دايره معلومات را كوچكتر كردند و معلومات خود را محدود كردند پيدا شده ، و الا آنجا كه مي فرمايد : 
حكمت گمشده مؤمن است پس آن را به چنگ آوريد ولو اينكه بخواهيد از دست مشركان بگيريد ، معني ندارد كه خصوص علوم ديني باشد .مشرك را با علوم دين چكار ؟ 
يا در جمله « اطلبوا العلم و لو بالصين » ، چين به عنوان دورترين نقطه و يا به اعتبار اينكه در آن ايام يكي از مراكز علم و صنعت جهان بوده ياد شده . قدر مسلم اين است كه چين نه در آن زمان و نه در زمانهاي ديگر مركز علوم ديني نبوده است . 
گذشته از همه اينها در متن سخنان رسول اكرم تقييد و تحديد و تفسير شده كه مقصود چه علمي است ، اما نه تحت عنوان اينكه فلان علم باشد يا فلان علم ، بلكه تحت عنوان علم نافع ، علمي كه دانستن آن فايده برساند و ندانستن آن ضرر برساند . 
نظريه دوم : منظور از علم ،هر علم نافع است .
هر علمي كه متضمن فايده و اثري باشد و آن فايده و اثر را اسلام به رسميت بشناسد يعني آن اثر را اثر خوب و مفيد بداند آن علم از نظر اسلام خوب و مورد توصيه و تشويق است . 
پس حسابش روشن است، بايد ديد اسلام چه چيز را فايده و چه چيز را ضرر مي داند . هر علمي كه هدفي از اهداف فردي يا اجتماعي اسلام كمك مي دهد و ندانستن آن ، سبب اخلال در زندگي مسلمان ها شود، آن علم را اسلام توصيه مي كند و هر علمي كه در منظورهاي اسلامي تأثير ندارد اسلام درباره آن علم نظر خاصي ندارد ، و هر علم كه تأثير سوء دارد با آن مخالف است . 
سيره ائمه دين درباره علم 
ما شيعه هستيم و ائمه اطهار عليهم السلام را اوصياي پيغمبر اكرم مي دانيم . گفتار آنها و سيرت آنها براي ما سند است . 
همان طوري كه مي دانيم از اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجري مسلمين با علوم جهان آشنا شدند و انواع علوم را از يونان و هند و ايران ترجمه كردند . 
و از طرفي مي دانيم ائمه اطهار از انتقاد و خرده گيري به كارهاي خلفا كوتاهي نمي كردند ، كتابهاي ما پر است از اين انتقادها . 
اگر بنا بود كه نظر اسلام درباره علم نظر منفي و مخالف بود و علم خراب كننده و منهدم كننده دين مي بود ، ائمه اطهار اين عمل خلفا را كه دستگاه وسيعي از مترجمين و ناقلين به وجود آورده بودند و انواع كتب نجومي ، منطقي ، فلسفي ، طبي ، حيوان شناسي ، ادبي و تاريخي ترجمه شد انتقاد مي كردند ، همان طوري كه بعضي كارهاي ديگر خلفا را شديدا مورد انتقاد قرار دادند . 
منطق قرآن درباره علم
گذشته از همه اينها منطق خود قرآن درباره علم به شكلي است كه قابل تخصيص و اختصاص نمي باشد . قرآن علم را نور و جهل را ظلمت مي داند ، مي فرمايد مطلقا نور بر ظلمت ترجيح دارد . 
قرآن صريحا مسائلي را به عنوان موضوع مطالعه و تفكر پيشنهاد مي كند . اين موضوعات همانهاست كه نتيجه مطالعه آنها همين علوم طبيعي و رياضي و زيستي و تاريخي و غيره است كه امروز در دنيا مي بينيم . 
همچنين در سوره بقره آيه 164 مي فرمايد : « إن في خلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار و الفلك التي تجري في البحر بما ينفع الناس و ما أنزل الله من السماء من ماء فأحيا به الارض بعد موتها و بث فيها من كل دابة و تصريف الرياح و السحاب المسخر بين السماء و اعرض لايات لقوم يعقلون » . 
در آفرينش آسمانها و زمين ، در گردش شب و روز ، در حركت كشتي بر روي آب كه به وسيله آن بشر منتفع مي گردد ، آمدن و ريزش باران كه سبب حيات زمين مي گردد ، حيواناتي كه در روي زمين در حركت اند ، گردش بادها و حالت مخصوص ابرها كه در ميان زمين و آسمان معلق اند ، در همه اينها نشانه هاي قدرت و حكمت پروردگار است. 
يعني همه اينها قوانين و نظاماتي دارند و شناختن اين نظامات شما را به توحيد نزديك مي كند . 
قرآن صريحا مردم را به مطالعه در اين امور توصيه كرده و مي دانيم مطالعه همينهاست كه منجر به علم فلك و ستاره شناسي ، زمين شناسي، درياشناسي، علم كائنات جويه ، حيوان شناسي و غيره شده است . 
همچنين است در سوره جاثيه آيه 2 و سوره فاطر آيه 25 و بسياري آيات ديگر . قرآن كتابي است كه اولين مرتبه كه نازل شد سخن خود را با خواندن ، علم و كتابت آغاز كرد . وحي قرآن با تذكر اينها آغاز گشت : « إقرأ باسم ربك الذي خلق ، خلق الانسان من علق، إقرأ و ربك الاكرم ، الذي علم بالقلم » بخوان به نام پروردگارت ، آنكه آفريد ، انسان را از خون بسته آفريد . بخوان و پروردگار تو كريم ترين كريمان است كه آموخت نوشتن با قلم را . ( علق ، 1 -4) 
توحيد و علم .
اسلام ديني است كه با توحيد آغاز مي گردد و توحيد مسأله اي است تعقلي كه تقليد و تعبد در آن جايز نيست ، حتما بايد تعقل و استدلال در آن باشد. اينها موضوعاتي است كه قرآن براي مطالعه عرضه مي دارد . و اما اينكه مسلمين كمتر موفق شدند در اين موضوعات به مطالعه بپردازند و بيشتر مطالعات خود را موضوعاتي قرار دادند كه هيچ گونه توصيه اي از طرف قرآن نشده مطلب ديگري است و علل خاصي دارد كه فعلا جاي بحث آن نيست . 
اينها همه قرائني است كه نشان مي دهد نظر اسلام منحصرا علوم ديني نيست . 
از قديم اين مطلب مطرح بوده كه آيا منظور اسلام از علمي كه آن را فريضه و واجب خوانده چيست ؟ و هر دسته اي خواسته اند كلام پيغمبر را به همان رشته معلوماتي كه خودشان داشته اند تطبيق كنند .
متكلمين مي گفته اند مقصود خصوص علم كلام است ، مفسرين مي گفته اند مقصود علم تفسير است ، محدثين مي گفته اند مقصود علم حديث است ، فقها گفته اند مقصود علم فقه است كه هر كسي بايد يا مجتهد باشد يا مقلد ، علماي اخلاق گفته اند مقصود علم اخلاق و اطلاع از منجيات و مهلكات است ، متصوفه مي گفته اند مقصود علم سير و سلوك و توحيد عملي است ، غزالي بيست قول در اين زمينه نقل مي كند ، ولي همان طور كه محققين گفته اند مقصود هيچ يك از اين علوم بالخصوص نيست . 
اگر مقصود علم خاص مي بود پيغمبر به همان علم تصريح مي كرد . مقصود هر علم مفيد و سودمندي است كه به كار مي خورد . 
منبع: بيست گفتار نويسنده: شهيد مطهري صفحه258-263
علم نافع چيست؟ 
در نگاه اسلامى، علمى كه نفع ندارد، مطلوب نيست; حتى بزرگان معصوم (ع) از اين علم به خداى سبحان پناه برده اند . از رسول خدا (ص) روايت است كه فرمود: اللهم اعوذبك من علم لاينفع . (1) و از على (ع) روايت است كه فرمود: «خيرى نيست در دانشى كه سود ندارد .» (2) 
امام كاظم (ع) ماجرايى را از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه بسيار شايان توجه و تامل است . امام (ع) مى فرمايد: 
دخل رسول الله (ص) المسجد فاذا جماعة قد اطافوا برجل . «ماهذا؟» فقيل: «علامة .» قال: «و ما العلامة؟» قالوا: «اعلم الناس بانساب العرب و وقائعها و ايام الجاهلية و بالاشعار العربية .» فقال النبى (ص): «ذلك علم لايضر من جهله، و لاينفع من علمه .» (ميزان الحكمة، ح 14114 به نقل از مالى صدوق، 220/13) 
روزى رسول خدا (ص) به مسجد آمد . گروهى را ديد كه پيرامون مردى گرد آمده اند . پرسيد: «اين كسيت؟» 
گفتند: «علامه است .» فرمود: «در چه چيز علامه است؟» 
گفتند: «داناترين مردم به انساب و وقايع عرب است و بيشتر از همه به روزهاى مهم جاهليت و اشعار عربى آگاه است .» 
پيامبر (ص) فرمود: «اين را اگر كسى نداند، زيان نمى كند و كسى كه مى داند، نفعى نمى برد .» 
علم انساب براى نظام جاهلى عرب، كه بر مدار روابط خويشى و عشيره اى سازمان مى يافت، نفعى عظيم داشت و آن نظام بدون اين علم استمرار نمى يافت; ولى اسلام نظام اجتماعى نوينى را بنياد نهاد كه بر اساس تبارنامه آسمانى و الهى انسان شكل مى گرفت . اسلام همچنان كه با نظام جاهلى عرب به ستيز پرداخت، با دانش ها و فنون و ابزارهايى نيز كه به آن نظام خدمت مى كرند، به مبارزه پرداخت . به همين دليل، از علم الانساب، كه بنيان هاى فرهنگى و نظام جاهلى را حفظ مى كرد و به ديگران انتقال مى داد، استقبال نكرد و آن را دانشى مفيد ندانست . 
ترويج علم الانساب در صدر اسلام نسبت هاى جاهلى را همچنان در ياد و خاطر مردم عرب زنده نگاه مى داشت و ترك آن به مصداق «ان الباطل تموت بترك ذكره » موجب زوال آن فرهنگ مى شد . 
پيامبر اسلام (ص) علم الانساب را براى محيط اسلامى در روزهاى نخستين، كه اعراب هنوز با عواطف و روابط جاهلى مانوس بودند، دانشى بومى نمى دانست و دانش هاى ديگرى را براى فرهنگ اسلامى ضرورى و نافع مى شمرد . رسول اكرم (ص) ضمن بيان اين كه علم داراى دامنه اى بلند است، آدمى را به بهره گيرى از برترين و بهترين علوم توصيه مى كند و مى فرمايد:
العلم اكثر من ان يحصى . فخذ من كل شى ء احسنه . (1) 
علم افزون از آن است كه به شمارش آيد . پس هر دانشى را كه بهتر است، فراگيريد . 
على (ع) نيز در روايتى براى باز نمودن اين حقيقت، از زنبور عسل ياد مى كند كه بهترين اجزاى گل را برمى گزيند و از آن دو چيز نفيس مى سازد: يكى عسل كه شفاى آدميان است و ديگر موم كه مردم از آن نور مى گيرند . (2) همچنين، امام كاظم (ع) درباره شايسته ترين علوم مى فرمايد: 
اولى العلم بك ما لايصلح لك العمل الا به و اوجب العمل عليك ما انت مسؤول عن العمل به، و الزم العلم لك ما ذلك على صلاح قبلك و اظهر لك فساده، و احمد العلم عاقبة مازاد فى عملك العاجل فلا تشتغلن بعلم ما لايضرك جهله و لاتغفلن عن علم ما يزيد فى جهلك تركه (3) 
شايسته ترين علم براى تو آن است كه عمل تو جز بدان اصلاح نشود، و واجب ترين عمل براى تو آن است كه در برابرش از تو بازخواست مى كنند و لازم ترين علم براى تو علمى است كه قلب تو را به صلاح آورد و فساد قلب را براى تو آشكار سازد، و فرجام آن علمى نيك تر است كه بر عمل دنياى تو بيفزايد . پس خود را به علمى مشغول مساز كه ندانستن آن، زيانت نمى رساند و از علمى غافل مشو كه ندانستن آن، بر نادانى ات مى افزايد . 
از نبى خاتم (ص) روايت است كه فرمود: العلم علمان: علم الاديان و علم الابدان 
اين روايت حتى اگر در مقام حصر مطلق نيز نباشد، باز هم از دو دسته علم با تاييد و ترغيب ياد مى كند: علم ابدان و علم اديان . يكى به جنبه جسمانى انسان مى پردازد و ديگرى به بعد روحانى و معنوى او توجه دارد . يكى براى سلامت جسم است و ديگرى سلامت روح است هر دو علم گرچه مهم و لازم اند، اما آن علم كه سلامت جان و قلب را تامين مى كند، در ديدگاه اسلام مهم تر است . در برخى روايات، معرفت نفس سودمندترين معرفت ها دانسته شده و در برخى ديگر، توحيد، ارزشمندترين گزاره شناخته شده است و در برخى ديگر، معرفت نفس با معرفت رب، قرين و همنشين شده است . 
اسلام به موازات در هم شكستن مناسبات و روابط خونى و قبيله اى جاهليت، به تحكيم مناسبات و روابط الهى انسان مى پردازد و به دانشى كه نسب نامه آسمانى آدمى را تبيين مى كند، ارج مى نهد . از اين رو، معرفت نفس و توحيد، در فرهنگ اسلامى، همان نقشى را دارند كه علم الانساب در فرهنگ جاهلى عرب داشته است . توحيد براى زاد بوم دينى آدمى، معرفتى نافع و ضرورى است و علم الانساب نيز در جغرافياى فرهنگى جاهليت عرب، علمى لازم و ضرورى بوده است . 
علم الانساب و توحيد هر دو علم اند، ولى هر يك به اعتبار موضوع و متعلق خود، براى محيط اجتماعى و فرهنگى ويژه اى نقش كليدى و ضرورى دارند . هر محيط فرهنگى، در نظام اجتماعى خود، به دسته اى علوم نيازمند است و ديدگاه هاى مختلفى كه از حقيقت و هويت علم دارد، در اين داورى مشتركند; يعنى اگر ما از ديدگاه پوزيتيويسى نيز به علم بنگريم، باز هم خواهيم پذيرفت كه علم دامنه اى بلند دارد و هر فرد و جامعه اى مى تواند دانش متناسب با زاد و بوم خود را برگزيند . البته بومى شدن علم، به لحاظ موضوع، در برخى ديدگاه ها اهميت بيشترى دارد . 
حميد پارسا نيا, مقاله بومي شدن علم, سايت حوزه
اهميت و عظمت مقام علم؛ در حدى است كه خداوند در قرآن به پيامبرش دستور مى دهد: «قل هل يستوى الذين يعلمون والذين لايعلمون...؛ [اى پيامبر!] بگو: آيا كسى كه عالم است با كسى كه نمى داند برابر است؟»، (زمر، آيه 9).
پيامبر اسلام در مقام ارزش گذارى به علم مى فرمايد: طلب العلم فريضه على كل مسلم الا ان الله يحب بغاه العلم؛ دانش آموختن بر هر مسلمانى واجب است همانا خدا، طلب كنندگان دانش را دوست دارد»، (اصول كافى، ج 1، كتاب فضل العلم، ح 1، ص 35).
از نظر قرآن و روايات، علم وسيله است نه هدف؛ آن هم وسيله اى كه انسان را به كمال مى رساند و دنيا و آخرت او را آباد مى كند. گفتنى است كه ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در اين جهت علوم الهى و دينى - با توجه به موضوع آن - از ساير علوم اشرف و برتر است؛ ولى اين بدين معنا نيست كه علوم ديگر بى اهميت و بدون ارزش است و علم نيست.
گرايش به يادگيري علوم به انگيزه هاي مختلف صورت مي گيرد و به طور معمول نيازهاي اوليه حياتي و طبيعي و محسوس جاذبه هاي بيشتري براي انسان ها دارد. لذا براي فراهم سازي بيشتر آسايش و تسلط بيشتر بر طبيعت، گرايش هاي مختلف علمي و تخصص هاي فراوان به وجود آمده است. اما تنها وارستگان و ژرف انديشان هستند كه فراتر از نيازهاي اوليه طبيعي و محسوسات به ارتباط نهاني دانش ها و ارتباط جهان هستي با آفريننده آن فكر مي كنند و از هدفمندي اين همه جنب و جوش ها سخن به ميان مي آورند.
مهمترين رسالت دين ايجاد انگيزه فراطبيعي در ميان انسان ها و جهت دهي صحيح به تلاش هاي روزانه است به طوري كه علاوه بر تأمين نيازهاي روزمره زندگي، به هدفمندي و تلاش براي دستيابي به مقصود هستي اقدام كند. از اين رو در فرهنگ اسلامي تمام دانش هاي مورد نياز براي زندگي بشري داراي اهميت است و توصيه شده به مقدار لازم و نياز جامعه، مردم براي فراگيري آن اقدام كنند و از آن به «واجب كفايي» تعبير شده است.
اما براي همه انسان ها در هر مرتبه علمي كه قرار دارند توجه به هدف و هدفمندي جهان و ايمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عيني» شمرده شده است و غفلت اكثريت جامعه بشري جاي تأسف دارد زيرا حتي از علوم تجربي و مهندسي نيز مي توان به آن هدف مقدس دست يافت و منافاتي با زندگي روزمره ندارد، لذا از نظر قرآن و روايات، علم وسيله است نه هدف؛ آن هم وسيله اى كه انسان را به كمال مى رساند و دنيا و آخرت او را آباد مى كند. گفتنى است كه ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در اين جهت علوم الهى و دينى - با توجه به موضوع آن - از ساير علوم اشرف و برتر است؛ ولى اين بدين معنا نيست كه علوم ديگر بى اهميت و بدون ارزش است و علم نيست.
در نگاه كلى قرآن، هر علمى كه انسان را به دنياپرستى سوق دهد و به چنگال ماديات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عيش و نوش بكشاند هدف نهايى او را تنها وصول به ماديات قرار دهد، چيزى جز ضلالت و گمراهى نيست.
در قرآن كريم آمده است: «ذلك مبلغهم من العلم ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله؛ اين آخرين حد آگاهى آنها است و خداوند به حال آن كه از راه حق گمراه شده آگاه است»، (نجم، آيه 30). پس علوم غيردينى نيز مى تواند نقش آفرين بوده و موجبات سعادت آدمى را فراهم كند. اين در صورتى است كه هدف تلقى نشود، بلكه وسيله پيشرفت و رسيدن به كمال باشد. از طرف ديگر علوم دينى نيز اگر طالب آن قصد رسيدن به دنيا را داشته باشد، موجب بدبختى انسان مى شود.
خلاصه اين كه علمي كه در روايات و آيات بر آن تأكيد شده و از آن تمجيد گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب مي گردد علم خداشناسي است زيرا معلوم اين علم از معلوم ساير علوم برتر و اشرف است و هر علمي به اندازه معلوم خود ارزش دارد و روشن است كه كسب معرفت و جهان بيني و خداشناسي منحصر به يك رشته نيست.
شخصي ممكن است از علم شيمي آن چنان خدا را بشناسد كه از مطالعه كتاب هاي ديني نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت كيمياي هستي است - البته بايد پذيرفت بعضي از علوم و رشته ها به اين هدف نزديك تر و كم واسطه ترند. در غير اين صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه كمال.
بنابراين دروس دانشگاهي كه در جهت حل مشكلات علمي و گسترش علمي افراد و جامعه خاص بر مي دارد نه تنها علم لاينفع نيست بلكه علومي هستند كه در خدمت به جامعه و مردم است و كسي كه به قصد كمك به مردم و كسب رضايت خداوند و خدمت رساني به افراد جامعه به تحصيل آن علوم بپردازد، نه تنها پسنديده بلكه در برخي موارد بر افراد اين تحصيل واجب مي شود. مثلا آنجا كه حل مشكلات مردم و ادارهء جامعه متوقف بر تحصيل فلان علم باشد.
نكته ديگر آن است كه راه تحصيل علوم اسلامي و آشنايي با آنها از راه مطالعه كتاب ها و استفاده از نرم افزارهايي كه در دسترس همه هست كه مي توان در كنار تحصيل در رشته مورد علاقه با مباني اعتقادي و ارزشي اسلام هم آشنا شد. هر كس بايد وظيفه خود را بشناسد و ببيند از چه راهي بهتر مي تواند خدمت به جامعه كند، از همان راه وارد شود. نمي شود كه همه در علوم اسلامي متخصص شوند بايد در همه رشته هاي مورد نياز متخصص وجود داشته باشد. اگر انگيزه انسان از تحصيل انگيزه درستي باشد و به قصد انجام وظيفه و گره گشايي از كار مردم باشد اين تحصيل در هر رشته اي باشد مقدس است و اجر فراوان دارد.

براي مطالعه بيشتر ر.ك:
1. علم و دين ايان، ايان باربور، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي 
2. دين و چشم اندازهاي نو، نوشته چند نفر از دانشمندان غربي، ترجمه غلامحسين توكلي
3. عقل سليم علم، جيكوب برونوسكي، ترجمه كامبيز عزيزي، نشر ني.
--------------------
پانوشت:
1) كنزالفوائد، 2، 31; ميزان الحكمة، ح 1412616 . 
2) نهج البلاغه، حكمت 338 . 
3) اعلام الدين، 305، ميزان الحكمة، ح 14138 .
 
 
:: انتهاي پيام ::

 
 
 

کد خبر: ٤٨٤٤٧٦     تعداد بازدید تعداد نمایش: 163

       تاریخ مخابره: چهارشنبه ١٢ اسفند ١٣٩٤  / زمان: ١٠:٠٣  / شماره مطلب: ٤٨٤٤٧٦               سرویس خبر: حرف شما

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • در صورت مقدور بودن نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «وب سايت نهاد » مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • «وب سايت نهاد» از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

 

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج





تمام حقوق مادی و معنوی متعلق به پايگاه اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه هاي استان آذربايجان غربي می باشد